سبز اندیش
موضوعات متنوع با تاکید بر مباحث زیست محیطی
Acid Rain یکی از جدیترین مشکلات زیست محیطی که امروزه بسیاری از مناطق دنیا با آن روبهرو هستند، باران اسیدی است. این واژه انواع پدیدهها، از جمله مه اسیدی و برف اسیدی که تمام آنها با نزول مقدار قابل ملاحظه اسید از آسمان مطابقت دارد را میپوشاند. متن کامل را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید... به درخواست حامد عزیز از طبیعت زیبا و بکر ایران چند تصویر میزارم... امیدوارم شما هم مثل من از دیدنشون لذت ببرید غار قوری قلعه: . . . تنگه واشی: . . . گلهای بابونه - درياچه نئور: . . . لرستان-آبشار شوي: . . . رودخانه سیروان: . . . کوههای مینیاتوری - چابهار: . . . درياچه اوان: . . . جنگل ابر: Global Warming نام پدیدهای است که منجر به افزایش میانگین دمای سطح زمین و اقیانوسها گردیدهاست. در طول ۱۰۰ سال گذشته، کره زمین به طور غیرطبیعی حدود ۰٫۷۴ درجه ساتیگراد گرمتر شده که این موضوع دانشمندان را نگران کردهاست.برخی از دانشمندان معتقدند که دهههای پایانی قرن بیستم، گرمترین سالهای ۴۰۰ سال اخیر بوده است.گزارشها حاكی از آن است که ۱۰ مورد از گرمترین سالهای جهان تنها از سال۱۹۹۰ تا سال۲۰۰۷به ثبت رسیده است كه این میزان در ۱۵۰ سال گذشته بیسابقه بوده است.به نظر میرسد فعالیتهای صنعتی در ایجاد این مشکل بسیار موثر است و به گرم شدن کره زمین کمک میکند. متن کامل را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید... مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان با اشاره به خشکسالیهای 11 ساله در کرمان از خشک شدن باتلاق بینالمللی جازموریان در جنوب کرمان خبر داد و گفت: خشکسالی بسیاری از گونههای جانوری و گیاهی کرمان را در معرض خطر قرار داده است. به گزارش خبرنگار مهر در کرمان، مهندس عباسعلی دامنگیر ظهر یکشنبه 26 مهر در جمع خبرنگاران در کرمان اظهار داشت: به دلیل خشکسالیهای پیاپی و خشک شدن رودخانههای مختلفی که آب باتلاق جازموریان را تامین میکردند این باتلاق کاملا خشکیده است. متن کامل را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید... برنامه چهارم توسعه وزارت نيرو را موظف كرده كه در مقطعي 5ساله 25 درصد يعني معادل 5/1 ميليارد متر مكعب از اضافه برداشت منابع آبهاي زيرزميني را جبران كند. اما رشد بيلان منفي دشتهاي كشور، نشان از حركت معكوس در اجراي اين هدف طي سالهاي اخير دارد تنها در مناطق كرمان، رفسنجان، سيرجان، نهاوند و زرند، در اثر برداشت بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني افت سطح آب كه مقدار آن در سطح استان از 22 سانتي متر تا 3 متر در سال اعلام ميشود، بهطور متوسط سالي 90 سانتيمتر تا يك متر زمين نشست ميكند؛ متن کامل را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید... آنفلوآنزای خوکی... بیماری تنفسی خوکها است که از ویروس آنفلوانزا نوع «A» نشأت میگیرد. ویروس آنفلوآنزای خوکی(SIV) به بیماری آنفلوآنزایی اشاره دارد که توسط اورتومیکوویروسهایی ایجاد میشود که در میان خوکها بومگیرهستند. آنفلوآنزای خوکی یک بیماری ویروسی است که معمولا خوک را مبتلا میکند اما هرساله مواردی از ابتلای انسان به این بیماری، به ویژه از راه تماس با این حیوان، گزارش میشود. متن کامل در ادامه مطلب... Here are the most interesting transparent animals, from icefish to jellyfish to frogs to butterflies! Nature sure is very interesting
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم ========================== پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند... عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند... بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند... محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند. استتار یکی از راههایی است که موجودات برای در امان ماندن از دشمن به کار می برند. در طبیعت جانورانی که با محیط خود همرنگ هستند از این روش سود میبرند مانند طرح و رنگ یکسان یوزپلنگ با گیاهان زیست بومش.
ادامه مطلب![]()

ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب

Native to Venezuela, the Glass Frogs belong to the amphibian family Centrolenidae (order Anura). While the general background coloration of most glass frogs is primarily lime green, the abdominal skin of some members of this family is transparent, so that the heart, liver, and digestive tract are visible through their translucent skin. (Photo by Heidi and Hans-Jurgen Koch)

This bizarre deep-water fish called the Barreleye (Macropinna microstoma) has a transparent head and tubular eyes. It has extremely light-sensitive eyes that can rotate within his transparent, fluid-filled shield on its head, while the fish's tubular eyes, well inside the head, are capped by bright green lenses. The eyes point upward (as shown here) when the fish is looking for food overhead. They point forward when the fish is feeding. The two spots above the fish's mouth are not eyes: those are olfactory organs called nares, which are analogous to human nostrils. (Photo by MBARI)

Found in Central America, from Mexico to Panama, the Glasswing Butterfly (Greta Oto) is a brush-footed butterfly where its wings are transparent. The tissue between the veins of its wings looks like glass. (Photo by Hemmy)

Found on the southern hemisphere's oceans, the Glass Squid (Teuthowenia pellucida) has light organs on its eyes and possesses the ability to roll into a ball, like an aquatic hedgehog. It is prey of many deep-sea fish (eg goblin sharks) as well as whales and oceanic seabirds. (Photo by Peter Batson)

This see-through zebrafish was created in 2008 by scientists so they can study disease processes, including the spread of cancer. The transparent fish are allowing researchers at Children's Hospital Boston to directly view fish's internal organs and observe processes such as tumor growth in real-time in living organisms. (Photo by LS)

Fund in the cold waters around Antarctica and southern South America, the crocodile icefish (Channichthyidae) feed on krill, copepods, and other fish. Their blood is transparent because they have no hemoglobin and/or only defunct erythrocytes. Their metabolism relies only on the oxygen dissolved in the liquid blood, which is believed to be absorbed directly through the skin from the water. This works because water can dissolve the most oxygen when it is coldest. In five species, the gene for myoglobin in the muscles has also vanished, leaving them with white instead of pink hearts. (Photo by uwe kils)

Called Phronima, this unusual animal is one of the many strange species recently found on an expedition to a deep-sea mountain range in the North Atlantic. In an ironic strategy for survival, this tiny shrimplike creature shows everything it has, inside and out, in an attempt to disappear. Many other small deep-sea creatures are transparent as well, or nearly so, to better camouflage themselves in their murky surroundings, scientists say. (Photo by David Shale)

Found in the in the waters around Hawaii, this transparent larval shrimp piggybacks on an equally see-through jellyfish. (Photo by Chris Newbert/Minden Pictures)

This jellyfish-like animals known as Salps feed on small plants in the water called phytoplankton (marine algae). They are transparent, barrel-shaped animals that can range from one to 10cm in length. (Photo by DM)

Jellyfish are free-swimming members of the phylum Cnidaria. They are found in every ocean, from the surface to the deep sea.. Many jellies are so transparent that they are almost impossible to see. The one above is from the Arctapodema genus, with a size of an inch-long (2.5-centimeter-long). Photo by Bill Curtsinger)
هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به
خوبی در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف
میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم .
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که
همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها
پاسخ می داد.
ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .
بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به
دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم
بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.
دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در
خانه نبود که دلداریم بدهد .
انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می
رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک
چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم .
تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ
صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات
انگشتم درد گرفته .... حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد .
پرسید مامانت خانه نیست ؟
گفتم که هیچکس خانه نیست .
پرسید خونریزی داری ؟
جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .
پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟
گفتم که می توانم درش را باز کنم .
صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .
یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .
صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات .
پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .
بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .
سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون
کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که
باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .
روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را
برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که
عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم .
پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها
را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل
میشوند ؟
فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به
خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من
حس کردم که حالم بهتر شد .
وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم .. دلم خیلی برای دوستم تنگ شد
.. اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی
به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .
وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در
لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که
در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .
احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش
را صرف یک پسر بچه میکرد.
<><><><><><><><><><><>
سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان
در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را
برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !
صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات .
ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟
سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم
تا حالا انگشتت خوب شده .ا
خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟
گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم
و همیشه منتظر تماسهایت بودم .ا
به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر
بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .ا
گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .
<><><><><><><><><><><><><
سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .
یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .
گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم ..
پرسید : دوستش هستید ؟
گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی ..
گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .
قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش ..
صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند :
به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ... خودش منظورم را می فهمد ....









































